تبليغاتX
کودک دوست داشتنی ما دانیال
Cursors

Lilypie 4th Birthday PicLilypie 4th Birthday Ticker

سی و چهار ماهگی گل من

سلام

عمر من

تو یه روز سرد زمستونی میری اتاق پسرک

نگاهش میکنی عین فرشته ها اروم خوابیده

دلت طاقت نمیاره بغلش میکنی میاری کنار خودت پیشش دراز

میکشی

همه زندگی من

  سرش رو ارومم بلند میکنه میذاره روی سینه ات ...... دستش

 را تو دستت میگیری  بوش میکنی ........ بوی بهشت میده 

  ......با ولع تموم باز بو میکنی  دلت میخواد این لحظه هیچ وقت

 تموم نشه ...!!

قشنگ مامان

بوسش میکنی شیرین ترن مزه دنیا را با تموم وجودت حس

میکنی ......  بعد تو  همین لحظه ها یه دست کوچولو اروم

صورتت رانوازش میکنه  و بعد یه بوس و بعد دوتا نقطه سیاه زل

 میزنه و چشات و یه لبخند شیرین ...........براستی لذتی از این

بیشتر توی دنیا هست

؟؟؟

دانیال گلم ممنونم به خاطر  دادن این همه حس خوب به من

قربونت برم مننننننننننننننننننننننننن

عزیز دل مامان سی و چهار ماهگیت مبارک

پی نوشت : قابل توجه عسلی  

عسلی من نمیگم بچه داری همش شیرینه ولی به خدا شیرینی

 هاش سختی هاش را میپوشونه امتحان کن داش

 

پی نوشت : به خدا هر کاری کردم با سایتهای دیگه نشد اپلود

 کنم  من عکسهام تو فتو شاپ کار شده  تو سایتهای دیگه یه

صفحه سیاه  بعد از اپلود به هم میده  هم اکنون نیازمند

یاریییییییی بنفش شما هستم

 

+ |نویسنده: ساناز |ساعت: 12:23 |تاریخ: پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 |موضوع: |

تولد فرشته های گل وبلاگی و بعدا نوشت خیلی مهم

سلام

این ماه پر از تولد فرشته های اسمونیه

نازگل خوشگل من تولد تو هم مبارک
 

ایلیا گلم تولدت مبارک باشه

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes

آلینای خوشگلم تولد تو هم مبارک باشه

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes

باران خوشگلم تولد تو هم مبارک باشه

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes

 

ارشیای گلم تولد تو هم مبارک

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes

سارای گلم تولد تو هم مبارک

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes

 

شیدای گلم تولد تو هم مبارک دوست خوبم

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes

 

 

دست بزنین بابا این همه تولد حیف نیست نیاین وسط  بیا بابا خجالت

 نکشششششششششششش ماشالا این کمررررررررررره یا فنره اگه كمره قرش

 بده..اگه فنره تابش بده  ................................حاجي يك تكون حاجي 2 تكون

 حاجي بتكون................. ببینید شعر بالای

 ۱۸ سال هم میذارماااااااا بدوید برقصید و گرنه مجبورم همش را بنویسم

واما اپ .............. حسش نیست نمیدونم کجا غیبش زده! شما ندیدیش؟!! اگهی

 دادم !به روزنامه  به کلانتری  هم خبر دادم برام پیداش کردن میام شما هم اگه

 دیدید یه حس غریب و تنها بر درختی تکیه کرده........... ولش کنین بابا حتما خسته

 بوده دیگه !!!!!!

چی کارش دارین فقط بهش بگین چند وقتی در مرخصی به سر ببره که نیاز به

استراحت دارم

 

بعدا نوشت خیلی خیلی مهم :

 چند روز پیش یه مطلب مهم گوشه یکی از روزنامه ها خوندم که خیلی عجیب بود مطلب به این مهمی چرا باید گوشه روزنامه نوشته شه واسه همین اومدم اینجا هم بنویسم تا اقلا با خبررسانی اینترنتی بین اینهمه مامان وبلاگستان بشه جلوی یه فاجعه رو گرفت... نوشته بود مراقب اسباب بازیهای آبی "واترگیم" باشین چون این اسباب بازیها بدون مجوز از چین وارد میشن و معلوم نیست چینیها از چه آبی در ساختنشون استفاده میکنن و حتی ممکنه احتمال انتقال ویروس سارس هم با اونها وجود داشته باشه!! به نظر شما عجیب نیست همچین خبر مهمی اینقدر کوچولو یه گوشه نوشته شه؟ اصلا چرا باید جلوی قاچاق اونها رو نگرفت؟!! یعنی جون بچه ها اینقدر کم اهمیته؟!!! بیاین همه مون با نوشتن این مطلب تو سایتهامون حداقل یه کمکی تو اطلاع رسانی کرده باشیم...

این مطلب را شایلی گلمون گذاشته بود من عین مطلب را از وبلاگش کپی کردم و گذاشتم ممنونم شایلی واقعا کاش جون ادمها اینقدر ........


+ |نویسنده: ساناز |ساعت: 9:29 |تاریخ: سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 |موضوع: |

دانیال و من و برنامه جدید+بعدا نوشت

سلام و صد تا سلام به همه

اول از همه یه تشکر از همتون بابت همه محبتهاتون  خیلی

 خیلی ممنونم و  خدا رو شکر میکنم که دوستای خوبی مثل

 شماها دارم

خب بریم سراغ  دانیال گل خودم

پسر عزیزم   دیگه اون نقطه کوچولوی تو دلم نیستی مردی

شدی برای خودت و هر روز منو عاشق تر میکنی   هر روزی که

 به روزهای با هم بودنمون اضافه میشه بیشتر از روز قبل

دوستت دارم و  .....

خیلی دوستت دارم

وای خدایی میدونی چرا من از چلوندنت سیر نمیشم

اخه چرا هر چی بوست میکنم بازم دلم میخواد

فسقلی چرا من از دیدنت سیر نمیشم

 هیچ میدونی چرا وقتی خوابی باز میارمت کنار خودم تا گرمای

 نفسات را حس کنم بابا مرد کوچولوی من خیلی دلم برات تنگ

 میشه دوست دارم تا اخر دنیا فقط نگاهت کنم

من برات میمیرم

من قربون اون صدای دوب دوب دوب پاهات رو سرامیکها برم که

 وقتی دنبالت میکنم تند تند میدویی و این صدا ازش میاد که من

 میمیرم برای دوب دوب دوب اون کف پاهای خوشگلت رو سنگا

همه اینا رو گفتم که بدونی

بابا خیلی دوست داررررررررررررررررررررررررررررررررم

خدایی ادم نباید قورتش بده

خب ایم از احساسات قلنبه بنده سر صبحی فوران کرده بید و

 همون چی داداش!؟؟؟ ایول فرزند شیفتگی حاد

 

خب کلی عکسو خبر دارم اینم برای اونایی که تو دوتا پست قبل

 بهم گفتن بهت نمیاد پست کوتاه بذاری خودتونو حاضر کنید که

میخوام جبران کنمااااااااااا

اولا که باز هم بی بی تی وی رفت که رفت البته ما هنوز با اون

 رسی*ور کابلی میتونیم بگیریم ولی کارتها قطع شدن تسلیت

 دوباره

قربونت برم من  

اما دانیال ما چند وقته سی دی کارتون میبینه البته از یه نظر

 خوبه از یه نظر بد  از این نظر خوبه که دیگه حوصله اش سر

نمیره ولی بده چون کارتونها دوبله فارسی هستن و دوبله ها هم

 نمیدونم چرا جدیدا اینقده حرفهای بد توشون داره و مثلا میخوان

 عامیانه ترش کنن خلاصه پسر ما هم تحت تاثیر رسانه های

گروهی قرار گرفته  یه حرفهایی میزنه که بنده اساسی شاخ در

 میارمممممم

بعد هی فکی میکنم که خدایا اینا رو از کجاش در میاره بعد که

 میشینم باهاش کارتونها را میبینم میبینم بله این جمله همونی

بود که اونروز گفت  جالبیش اینه که دقیقا میدونه کی و کجا بکار

 ببره توجه بفرمایید

دانیالم مامان بیا بازی کنیم

نه حوصله ندارم عصبانی ام

بلههههههههههه چرا مامانم   سوزان رفته رنگ کرده من

عصبانی امممممم(سوزان یه اتوبوس کارتونی تو سی دی

 اتوبوسهای شلوغ است )

اینم دانیال و عشقش گاو

دانیال و گاو

اون روز هم تو اتاق ما بود داشتیم کتاب میخوندیم با هم 

همسایه طبقه بالای ما احتمالا نذر کرده بود به مدت ۱ ساعت با

 چکش به طور منظم بکوبه زمین بعد از ۱ ساعت دانیال برگشته

 میگه اهههههههههه همسایه کشتی منو (اینو مطمئنم از

خودم یاد گرفته اخه بعضی وقتا میخوام یه کاری بکنم نمیشه

میگم کشت منو ولی باور کنین فکر نمیکردم وروجکی که اونور

 داره برای خودش بازی میکنه اینو ضبط کنه )

اون روز داشت شیرمیخورد بهش میگم یه بوس میدی میگه اره

 ولی لبمو بوس نکنیااااااااا شیریه

میاد جلوی اینه میگه ببینم خودمو چه شکلیم  ابرو چه

شکلیه چشم چه شکلیه مامان خوشلم ؟

ای قربونت برم من

Hearts

راستی با تاخیر عاشورا تاسوعای دانیال

بابا نمیدونم والا روحیه بچه ما خیلی شاده یا اینا شاد میخوندند 

 دانیال نوحه که میشنید با عرض شرمندگی میرقصید

همیشه سالم وسلامت باشی عشقم

چی کار کنم بابا خب هر چی ابرو داری میکردم نمیشد اون همه

 علمو ادم و طبل و اینا یه دفعه میگفت وههههههههههه ما هم

 خوشحال که بلاخره چیزی از این مراسم چشم بچمون را گرفت

 میگفتیم چیه عزیزم میگفت کامیونوووووووو ببین چی گندس

بعد  اومد خونه یه سی دی نوحه برداشت بوی سیب را شنیدین

میگفت این دیگه رقصه مامان برقصصصصصصصصصصص

  تازه تو روز تاسوعا بلاخره تونست سوار ماشین پلیس بشه

 یادتونه که چقدر دوست داشت پلیس

من به هر روشی شده به دانیال غذا میدم تو این یه قلم صحبت

 هیچ روانشناسی را هم قبول ندارم که ندارم از تهدید که بخوری

 اینو تلویزیون میده بگیر تاااااااااااااااااا اصلا هم قبول نمیکنم که

بیاین بگین ولش کن خودش میخوره تو این یه مورد خواهشا با

من شوخی نکنین

خلاصه اون روز وایساده بود جلوی تلویزیون منتظر بود تام و جری

 بده که نداد به خودش میگه دیدی غذا نخوردی نداد منم که

حمله را اغاز کردم و اخ ماچ مالی

Hearts

داشتیم با هم حرف میزدیم میگه مامان یادته یه دفعه اب

پرتغالا رو ریختم اینجا رو فرش بیا ببین

همه زندگی من

مال دوست هم شده  میگه نه مامان این مال شما نیست

این مال منه

قربون اون شما گفتنت برم من

Hearts

هنوز هم خیلی محتاطه از صدای کنتور گاز هم کمی میترسه تو

 کوچه که میریم میگه از اونور بریم کنتوره میترسم (البته نه

اونقدر که در باره اش ناراحت بشید بیشتر شده براش بازی که

بگه من از کنتور میتسم )

اونشب تو ماشین بودیم یه مرده داشت از کوچه رد میشد میگه

 مامان عمو از کنتور نیترسه راه میره

خالم تو عاشورا بغلش کرد ببره تو کوچه میگه شهلاااااااااااااااا

مباظب باش خیامون نروو خطرناکههههههههههه ماشین

 میزنه داغون میشی

چند وقت پیش تو اژانس بودیم راننده اژانس بهش گفت دانیال یه

شعر میخونی گفت نه نیتونم شارژم تموم شده باطری ندارم

قربون اون شکل ماهت بشم من

بعد از دم سرزمین عجایب عجایب رد شدیم میگه مامان بگو

مرصی پیاده شیم

شبش هم رفتیم غذا بخوریم رفتم دستاش را بشورم یه دفعه یه

دونه از اون قهوه ای ها پرید جلوی ما دانیال رو میگی میپرید هوا

که نیااااااا سوکه نیاااااااااااا جون من نیا من

رفتمممممممممم نیاااااااااااا تو خدا نیییییییییییییییا

عزیز من

بچم عین مامانشه خلاصه من نمیدونم اینا چه علاقه ای به من

 دارن دیروز اومدیم بریم حموم در حموم را باز کردم گفتم دانیال

 مامان برو تو حموم تا منم بیام دیدم دانیال میگه سلام سوکه

 خوبی چه خبر کجا میره نرو دارم حرف میزنم

نرررررررررررو گفتم بچم هنوز قهوه ای یادشه اومدم برم تو

دیدم وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای  از هونااااااااااااااااااااااااا پریدم

بیرون در را بستم ۱ ساعت پشت در نشستم تا خدای نکرده

 بیرون نیاد بعد اریا اومد فرستادمش تو هر چی گشت نبید که

 نبید ای خدااااااااااااااااااااااااااا من مثلا سمپاشی کردم حالا

هم حموم فقط با حضور همسر اونم با در باز و چک قبل از ورود

 انجام میشه

ای جماعت قهوه ای اولا لخ*ت بنده  اصلا قشنگ نیست  

دوما بابا من شما رو ببینم هم میمیرین هم من میمیرم بابا تو رو

 خدا رحم کنین (پست قهوه ای مارو که یادتون هست

اردیبهشت پارسال بود فکرکنم ) 

 جون هرکی دوست دارین طرف من نیاددددددددددددد

Hearts

اینم دانیال با کامپیوترش این کامپیوتر متاسفانه لهجه امریکایی

 داره نه انگلیسی و z را زی تلفظ میکنه دانیال هم میگه

نهههههه خاله اشتباهه مامان ببین اشتباه میگه

ربون اون پاهای خوشگلت

چند وقت پیش اریا  شیر اب را درست کرد و تمو م شد دیدم

فرداش  دانیال رفت تو اشپزخونه  رفتم ببینم چی کا رمیکنه با

این صحنه رو به رو شدم

  مهندس من

زده بود روی شیر اب گرم را در اورده بود با یه اچار پلاستیکی 

شروع کردده بود به تعمیر

 Hearts

 در ضمن کاری که حس زنانه و بلانسبت شما فض... را تحریک

 کرده بود که هموتون پرسیدید چی کار شروع کردم

بابا پروژه سخت پوشک گیری است

خدایی حاضرم الان طبیعی زایمان کنم ولی این یه کار را نه فکر

 کنید با این زبونش فسقلی نمیگه که نمیگه هر ۱ ساعت یه بار 

 میبرمش میکنه ولی نمیگه الان ۱۰ روز شده روز اول هر ۲۰

دقیقه میرفتیم همین طور ۵ دقیقه اضافه شد و ........ ولی

فکرکنم بنده اخر در راه دبلیو سی شهید میشم میگید نه ببینید

  از من گفتن بود به خدا عین ابر و اسفنج اب کشیدم این چند

وقته حتما هم باید کلی ابکشی کنی اقا وسواسی را

دعا کنید موفق شم درچند روز اینده و گرنه بی خیال میشم

میذارم شب عروسی با پوشک به زنش تحویل میدم میگم تا الان

 من پوشک کردم اگه خواستی از پوشک بگیرش اگه نه از این به

 بعد تو پوشکش کن

ولی جدا بدون شوخی اگه تا هفته دیگه دیدم باز هم نمیگه اصلا

 فشار نمیارم میذارم هر وقت خودش خواست بابا بچم ادمه خب

الان دوست نداره بگههههههههههههههههه چه اشکالی داره  

اینم نقاشی پسر ما نمیدونید چیه بابا پرتغال کشیده

مبارزه با خواب و عشق ماشین دانیال را هم شکار لحظها کردیم تو خواب جلد سی دی دستشه دلش هم نمیاید چشاش را ببنده

قربون اون خوابیدنت  

Hearts

اگه گفتید چه خبره: تولد کوروش خودمون  بابا  دست بزنین براش

تازه تولد والای فریماه هم هست دوباره بزن کففففففففففف رو

هورررررررااااااااااااااااااا مبارک مبارک تولدتون  مبارک

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes

 

+ |نویسنده: ساناز |ساعت: 10:4 |تاریخ: پنجشنبه سوم بهمن 1387 |موضوع: |

یک سال گذشت

 

 

روحت شاد

یک سال گذشت به همین راحتی

یک سال به ندیدنت عادت کردیم !! نه این ما نبودیم که عادت

کردیم این تو بودی که به ندیدن ما عادت کردی !

این تو بودی که ما رو تنها گذاشتی

این تو بودی که نموندی تا بزرگ شدن تنها نوه ات را ببینی  این تو

 بودی که به همین راحتی  .......... خدایا ۱ بهمن ماه اومد

روزها ی سخت من پارسال از همین روز شروع شد

خدایا دلتنگی هام  از همین امروز شروع شد

تو هم شروع کردی به امتحان کردن من

خدایا به همین سرعت گذشت چی به سر دلم اومده خدایا یک

 ساله هر شب با خاطره هاش اشک ریختم یه سال ارزوی

دیدنشو دارم  خدایا چرا ؟

یادته همیشه میگفتی با دیدن دانیال حالم  خوب میشه چرا صبر

 نکردی دانیال را ببینی

یادته به اریا گفته بودی برات عکس دانیال را بیاره دلت براش تنگ

 شده !!!!!!!!!!! چی شد  چرا یه ذره منتظر نموندی تا بیایم

 یادته همیشه چشم به راه بچه هات بودی میگفتی این تابستون

 میان  اخر دیدیشون !!!!!!!

خیلی سختی کشیده بودی  میدونم خیلی خسته بودی از دست

 ما هم خسته بودی مگه ؟

چرا واقعا چرا یادته روزی که بهم امید خبر داد تو راه بودیم باورم

نشد گفتم مگه میشه رسیدیم  بیمارستان امیدو که

دیدم ........................ ولی بازم امیدوار بودم گفتم شاید بر گردی

 گفتم شاید به خاطر همونی که برات خیلی عزیز بود

شاید برگردی یادته چقدر بهت التماس کردم که برگردی یادته

خدایا به تو چقدرالتماس کردم  چی شد چجوری جوابمو دادی

چجوری اشکام را دیدی !!!!!!!!! من میدونم خیلی ها ی دیگه را

 هم ازم گرفتی  به همین راحتی خیلی از اونایی را که

دوسشون داشتم یکی یکی ازم گرفتی  خدایا نمیفهمم هیچ

وقت نمیتونم بفهمم چرا

چرا باهام این کار را کردی ؟ حتی هنوزم نمیفهمم چرا نمیذاری

 به خوابم بیادشاید تو خواب بتونم تو بغلم بگیرمش و اروم

شم

 خدایا ........

یک سال گذشت  به همین راحتی یک ساله فقط از خاطره هات

 برای دانیال گفتم نمیدونم چیزی  یادش هست یا نه  خیلی

 کوچیک بو د که رفتی ولی من یادت را همیشه براش زنده نگه

میدارم

دانیالم مادر بزرگی داشتی که ارزوش شنیدن اسمش از زبونت

 بود دوست داشت بهش بگی مامی

مامی الان صداش را میشنوی  الان قد کشیدنشو میبینی

الان میبینی چجوری شبا قبل از خواب دعا میکنه برات ارزو میکنه

 و میگه خدایا مامی و بابایی تو بهشت جاشون خوب باشه

شیرین زبونیهاش را  می بینی

اصلا به ما سر میزنی  ؟! تو روزای سخت کنارم میای! تو شبای

 دلتنگی منو تنها نذرا !! کمکم کن ........ خدایا ارومم کن

مامی گلمون جات تو تمام لحظه ها ی شاد زندگی خیلی خالی

  است

برات از صمیم قلب ارزو می کنم تو بهترین جاها باشی

مامان دوستت دارم (امیدوارم اجازه بدی مامان صدات کنم )

امروز میایم دیدنت کاش تو هم میزبان  همیشگی بودی و با

حرفات و خاطره هایی که تعریف میکردی بازم همه را میخندودنی

  کاش بودی ................

 ۱ بهمن ماه سالگرد فوت یه مادره که خیلی سختی کشید و

 خیلی زود رفت تازه داشت معنی زندگی را میفهمید

اریا عزیزم سالگرد فوت مادر مهربونت را تسلیت میگم 

عموها ی دانیال  به شما ها هم تسلیت میگم جاتون خیلی

خالیه

عمه سیما جا ی تو هم خالی کاش بودید

  کاش میدونستید چقدر دلش برای یه لحظه بغل کردنتون تنگ

بود کاش میدید چه مظلوم رفت کاش........

صدیقه ترکمن روحت شاد  

+ |نویسنده: ساناز |ساعت: 7:15 |تاریخ: سه شنبه یکم بهمن 1387 |موضوع: |
myspace codes
Click here for Myspace glitter graphics and Myspace layouts