تبليغاتX
کودک دوست داشتنی ما دانیال
Cursors

Lilypie 4th Birthday PicLilypie 4th Birthday Ticker

قرار وبلاگی

سلام وصد تا سلام به همه

خوبين فسقلي هاتون چطورن ؟

اول از همه پسر گل من ۳۰ ماهه شد مردی شده برای خودش

دوستت دارم

عزیز دل مامان الهی ۳۰۰ ساله بشی

Hearts

يه چيزي بگم ما دوباره رفتيم قرار وبلاگي

خب اخه هاله جونم مامان ارشيا اومده بود نميشد نريم ولي اين بار  ديگه سرزمين

عجايب نبود به خدا پارک ملت بود

جاي همه خالي اين بار خيلي خيلي خوش گذشت هم بيشتر پيش هم بوديم

هم ......... نميدونم ولي به من اين بار خيلي خوش گذشت

قرار از ساعت۳:۳۰بود ما فکر کنم يه ربع به۵رسيديم اول از همه شاينا گلي و

مامانش را ديديم واي اين دخمل چقدر خوردني به خدا (ليلي مامان اراز ببخشيد ولي

 ميگن يه چيز خوب پيدا کردي دو دستي ...........)

بعد هاله را ديدم و ارشيا ناز ماشالا اين پسر چقدر ناز بود و تقريبا مرد جمع وبلاگي ما بود ازمون با بيسکوييت هاي

 ايين پذيرايي هم کرد

ايين و صابره جون هم بودن اي خدا اين پسر صابره چقدر مظلومه هم قيافه اش هم نگاهش ذوق کردنش هم که

 ديگه ......... صابره جون هم قسمت اسباب بازي هايي بچه ها را بر عهدا داشتن هر چي اسباب بازي اوره بودن

 دست همه بود به جز خود ايين

نسيم جون هم که تو قرار قبلي بود هم اومده بودن

ایلیا کوچولو و مامان هدیه  هم بودن که ما برای اولین بار بود میدیدمشون و خیلی خوشحال شدیم از اشنایی

با هاتون هدیه خانم

اریان و مامان نازنینش  را هم ما برای اولین بار میدیدم حیف که زود رفتن ولی خیلی خوشحال شدیم از دیدنشون

لاريسا و مامان ايداش هم اخر همه رسيدن

خلاصه اولش که به عکس گرفتن گذشت

قرار وبلاگی 

ولي بعدش کلي با هم حرف زديم وکلي هم کيف کرديم اخه اين بچه ها با هم

 اينقده قشنگ خوراکي ميخوردن همين بچه هايي که تو خونه بايد کلي صداي حيوون و کارتون واينا  در بیاریم تا یه 

  قاشق غذا بخورن

همه خوراکي هاي که بود  را خوردن البته بجز ايين کوچولو همه خوراکي هاش را همه خوردن جز خودش

اینم یه داستان با عکس:

به نظرتون شاینا داره به چی فکر میکنه  شاید داره فکر میکنه اااااااااااا اینه عاشق سینه چاک ما

 

شاینا فکرمیکند

شاینا: ای وای دو تا شدن حالا کدوم را انتخاب کنم

 احتمالا ارشیا داره اینجا به شاینا میگه :ببین دختر خوب این جوجه موجه ها به دردت نمیخوره بیا دوست

خودم باش ببین توپم دارم ول کن این دانیال بچه است

اخرش چی شد ؟!!! اخرش هیچی دیگه شاینا خانم هیچ کس را انتخاب نکرد رفت خونشون همینه دیگه دو تا دوتا میریزد سر

بچه مردم هول میکنه بی خیال هر دوتا میشه

خلاصه همگی دسته جمعی افتاديم اومديم به سمت خونه هامون  واما ماجراي ما اومديم دم خونه دست کردم تو

 کيفم ديدم اي واي کليدم نيست همه کيفم را ريختم بيرون الته کيف که نه مامانا ميدونند چي ميگم

چمدون پر از وسايل

شيشه -اسباب بازي- لباس گرم و پوشک و.......................... واي بازار شام بود ولي نبود که نبود

زنگ همسايه را زدم گفتم شايد روي در يا تو راهرو افتاده باشه رفتيم بالا ديدم اي وا يکليد روي دره البته خيالم

راحت بود چون اگه احيانا دزدي چيزي ميومد در خونه را باز ميکرد سريع در را ميبست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

ميپرسيد چرا ؟

از بس مرتب بود خونمون دزده در را که باز ميکرد ميگفت اي واي اينجا رو قبلا دزد زده

جون داداچ تمام اسباب بازي هاي دانيال وسط اتاق بود(اينم از عوارض نبود بي بي تي وي ) يه چيزي ميگم يه

 چيزي ميشنوين خلاصه با خيال راحت اومديم تو اگه همسايه هاي محترم هم احيانا تشريف اورده بودند تو هم

قدمشون رو چشم ببخشيد پذيرايي نشدينااااااااااااااااااااااااااا ميخواستين بي اجازه نياين

Hearts

همین این بود از قرار ما ایشالا به زودی بازم همدیگه را ببینیم

 

عشق من


کارهاي دانيال هم باشه براي پست بعدي الان خسته ام کلا چند وقته خودم را چشم کردم گوش شيطون کر

خوابم ميييييييييييييياد

اگه فکر کرديد تا الان بيدار موندم مثل هميشه اشتباه کرديد دو روزه دارم اين پست را

 مينويسم يه روز عکسا رو حاضر کردم يه روز نوشتم الان هم دارم با تي ني پيک سر وکله ميزنم در ضمن خوابيدم

۱ ساعته بيدار شدم دارم پست را ميزارم خدايي من عاشق اين سکوت و بي استرسي شبم

 

دانیال و بابا


ادامه مطلب
+ |نویسنده: ساناز |ساعت: 6:12 |تاریخ: پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 |موضوع: |

baby tv ............... :((دانیال

سلام و صد تا سلام

خوبید ؟ چه خبرا

ما بازم یه قرار داشتیم روز ۵ شنبه سرزمین عجایب

با همه وجودم دوستت دارم

اول این قرار را تعریف کنم بعد بریم سراغ خودمون

یه قرار نی نی سایتی بود ولی خیلی دوست داشتم همتون

میومدید .ایشالا دفعه بعد

ما که رسیدیم سارا مامان تارا اومده بود رفتیم کنار هم و منتظر

بقیه بچه ها شدیم که رژین و مامان سمیراش هم رسیدن ..................

 یه خانم خوشگل هم با مامان وخواهرش اومدن  سارا خانم که همین

 جا بابت کلیپهایی که برامون فرستاده ازش تشکر میکنم و اینم بگم اصلا باورم

نمیشد بیایی خیلی خیلی زحمت کشیدی از مامان وساناز (خواهرت)هم تشکر کن

 

خلاصه ما منتظر موندیم  تا بقیه بیان. بچه ها این بار که رفتین دقت کنین دم در پاساژ

 اولین  صندلی سمت راست کلی علف و درخت داره جون داداچ ............... از کجا

در اومده .............خب معلومه از زیر پای ما

هیچ کی دیگه نیومد

ولی کلا خیلی خوش گذشت جاتون خالی

.اما فعلا سرزمین عجایب خونم بالا رفته بد تا چند وقت پامون را نمیذاریم

 اونجا الان دیدم تمام عکسای ما سرزمین عجایبه !!خدایی همش اونجا بودیم این ماه

 یه دقت بکنین پستای قبل را ببینید همش دانیال در سرزمین عجایب اخرش دیگه

بچم الیس میشه

 ولی خیلی خوشحال شدم سمیرا و سارا جان خوش گذشت

ایشالا بازم همدیگه را ببینیم (جا ی همگی خالی کلی وقت داشتیم برای حرف زدن

 مادرانه)

Hearts

خب بگذریم یه اتفاق خیلی خوب دیگه هم افتاد 

چی ؟

خیلی گلی پسرم

ما عسلی را دیدییییییییییییییییییییییم

وای خدایی خیلی ماه بود اخلاقش عین نوشته هاش یه دختر مهربون و پر انرژی ولی

 صورتش خیلی خیلی خوشگل تر از عکساش بود

روز دوشنبه ظهر یه دفعه عسلی کارش جور شد و اومد طرفای ما

بعد رفتیم دیدمش وای اینقده دختر ماهی است که نگو  عسلی همین که رفتی اون

 ور خیابون ما دلمون برات تنگ شد ایشالا دوباره بیای ببینیمت دانیال هنوز که

 هنوزه میگم اسم خاله چیه میگه پریسا (اینجا رو ببخشید بچم رعایت نمیکنه اسم

 وبلاگی را)

Hearts

و اما یه خبر  البته  از الان بگم برای من بدترین خبری بود که میشد بهم بدن

میدونید چیه ؟؟؟!!!!!!!!!!

baby tv برای همیشه قطع شد نهههههههههههههههههههههههه میدونم الان

 خیلی از مامانا عزا گرفتن

من خودم تا شنیدم گفتم حالا چجوری به دانیال غذا بدم

راستش همون 5 شنبه صبح تلویزون را روشن کردیم دیدیم ای وای کو برنامه محبوب

 فکر کردم شاید فقط مال ما باشه سریع به دوستان وبلاگی که میشناختم و

میدونستم ثانیه به ثانیه این شبکه را دنبال میکنن اس ام اس زدم دیدم نه اوضاع

 خیلی خرابه تا اینکه امشب بومرنگ هم قطع شد دیدیم نه اینجوری نمیشه

رسما پسره حوصله اش سر رفت غذا  هم تعطیل میشه زنگ زدم به اونی که میاد

 کارای ما *هواره را میکنه که بهم گفت اینا را کلا از روی اروپا خارج کردن و احتمال

 برگشتش 10% است

اخه من نباید بخورمش

خب مامانای محترم میبینم خیلی هاتون مثل بنده وار فتید میگید چی کار کنیم من

 حاضرم چادر چاقچول کنم برم دم در شبکه اخه اقای رون ایزاک(مدیر شبکه )مگه

وبلاگای ما رو نمیخونی من خودم روزی هزار بار تشکر کردم ازت اخه

چرررررررررررررررررا

از مادران دور اندیشی که تعدادی از برنامه ها را ضبط کردن عاجزانه تقاضا داریم سی

 دی مذکور را با هر نرخ قیمت به بنده بفروشند

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم

بنیاد امور سرگرمی های کودکان اپارتمانی

البته بماند که بنده هم بد جوری دلم هوای الیور -اسنیک-پیچ اند پاچ و...... کرده

 خدایا این کارو با من نکن برگرد بی بی تی وی  به قول دانیال جون من برگرد خواهشا

دانیال از صبح میگه بی بی تی وی دات کام خراب شد

خلاصه اگر ببینیم اینجوریه باید بریم سراغ اینترنت ولی خدایی اگه کسی ضبط شده

 اش را داره به من بگه

راستی تو سایتش برید بازی ها ی خیلی خوبی داره. دانیال که خیلی دوست داره

 برای هوش هم خوبه البته فکر کنم ۲ سال به بالا بتونه انجام بده دانیال با کمک من 

 بازی میکنه

Hearts

و اما ............... نه این بار نمیریم سراغ همون قبیله

میریم سراغ دانیال  اینقده خوردنی شده

جدیدا اندازه دوست داشتنش از دوتا به بیست تا رسیده البته من همون دو تا را

دوست داشتم ولی اریا بهش یاد داده بجای ۲ بگه ۲۰

اسم خیلی از ماشینا رو بلده پژو -میسوشیشی(میتسوبیشی)-پیشیا(پرشیا)

پی کا(پی کی)-پونیس(۲۰۶ اخه یه بار ۲۰۶ پلیس دیده پونیس همون پلیس است

 البته بدون ارم چون ماشین پلیس راهمون پلیس میگه)

ال نبد(ال ۹۰) -پی جی (پیکان تازه توخیابون که میخوایم سوار تاکسی پیکان بشیم

 میگه نه مامان پی جی داغونهبچم احساس امنیت نمیکنه انگار)

سمند -پرشیا

قربون خنده هات

کامیون و اتوبوس هم که جزئ عشقای دانیال هستند خلاصه بساطی داریم تو خیابون

 همش میگه مامان این چیه اون چیه اگه بلد هم باشه بازم میپرسه مامانش را

اپگریت میکنه بچم

تازه باید وقتی اسم ماشین را گفت ازش بپرسم کی از این ماشین داره جواب بده

خلاصه اگه توخیابون ما رو دیدید نگید خل شده به خدا معلمم سخت گیره نباید یه

ماشین را از قلم بندازم خودتون تصور کنید تو این تهران شلوغ من چه شکلی میشم

 Hearts

صبح که از خواب پامیشه (البته با عرض معذرت صبح ما همون ظهر شماست)

میگه دانیال بیدار شد مامان پاشو .بیدار شو .منم دارم زیر چشمی میبینمش اخه

 قبل از بیدار شدن اینقده وول میخوره که چه بخوام چه نخوام بیدار میشم یه بار دیگه

 میگه میبینه نه خبری نیست میپر ه بوسم میکنه اگه مقاومت کنم نخندم یکی دیگه

 هم میکنه ولی معمولا بااولین بوس خندم میگیره میپرم بغلش میکنم و تو تخت با

هم کشتی میگیریم و بازی ماچ مالی 

بعد میریم صبحون اماده کنیم (شرمنده به خدا ما ظهر هم که پامیشیم باید

صبحانه بخوریم البته خود من دانیال نه) وقتی دارم براش

حاضر میکنم میگه مامان بلغ ببینم بغلش میکنم میگه دیدم برم

من عاشق این فسقلیم

پی نوشت صحبت ها ی بالا :بله هنوز هم نصف شب میارمش پیش خودم دعوام

 نکنین دلم برای گرمای نفسش تنگ میشه اخه میدونم چند وقت دیگه بزرگ میشه و

 من این لحظه ها رو از دست میدم به قول ساروی کیجا قدراین روزها را بدون یه روز

بزرگ میشه میره تواتاق در را میبنده میگه کسی نیاد مزاحم بشه

  ولی ای کیف میکنم وقتی تو خواب بدنش به تنم میخوره برم یه ماچ بکنم بیام وگرنه

 فرزند شیفتگی میزنه بالا

Hearts

............... خلاصه طوطی شده برای خودش با اریا حرف میزنیم هر کلمه ای که تو

 جمله های ما بشنوه تکرار میکنه

بهش میگم اسم مامانت چیه میگه سانا جونو میگم اسم بابا چیه اریا جونو میگم

اسم خودت چیه دانی جونو

 

 

چند روز پیش رفتیم براش لباس بخریم

قربون اون دندونای ریزه میزه

 تا میرفتیم تو مغازه میگفت سلام عمو داری؟

بعد اگه از مغازه دست خالی میومدیم میگفت مامان نداشت بعد هم باید به

فروشنده میگفت عمو ممنون مچکرم  تا میومدیم بیرون

Hearts

۳ شنبه  شب دانیال و اریا داشتن با هم بازی میکردن دانیال یه دونه از این ابنبات های

 منتوس تو دهنش بود که پرت شد تو گلوش و گلاب به روتون همون یه ریزه غذایی هم

 که با زحمت و ماکافات دادیم پس داد

اریا که میگفت دلم سوخت برای اون همه بازی و ادا در اوردنت همش هدر رفت بعد

 هم عذاب وجدان اومد سراغش که بچم را اذیت کردم فردا براش یه چیز میخرم اینم

همون جبران ............

راننده منو ببینید ببخشید شلوار نداره اخهنمیدونم چراالرزی پیدا کرده تا پاش میکنم در میاره

بله دوباره ماشین به خدااتاق دانیال دیگه جا نداره ولی چی کار کنم این پسر ما بد

 جور ماشین دوست داره   (ببخشید تو عکس شلوار نداره نمیدونم چرا تا شلوار

میکنم پاش در میاره پتو که نمیکشه شلوار هم که نمیپوشه خدا زمستون ر به خیر

 بگذرونه)

Hearts

اینم پسر خواننده ما بهش میگم چی میخونی میگه اندی

 

یکی بیاد به من بگه این اندی از کجا یاد گرفته اخه

وای دانیال نقاشی هم میکشه امروز دیدم خیلی قشنگ دایره میکشه بعد

 تراینگل  مثلث میکشه بعد میگه اسکور مربع میکشه البته دایره اش کاملا واضح

است مثلث و مربعش یه ذره نامنظمه ولی خیلی دوست دارم نقاشی بکشه .اونوقت

 شاید من هم دوباره دست به کار شم به نظر شما بعد ۳ سال بیکاری میتونم به

 خودم امیدی داشته باشم ؟؟

Hearts

اینم یه عکس داغ داغ

قربونت بشم مامان داشتیم بازی میکردیم بی وفا شدی

داشت ماشین بازی میکرد (طبق معمول) خوابش برد من بیچاره هم داشتم  پشت

سرش ماشینا رو میچیدم مثلا تو پارکینگ  برگشتم میگم ببین دانیال قشنگ شد

  دیدم ای داد بچم خوابید ما هنوز داریم  پارک دوبل میکنیم

+ |نویسنده: ساناز |ساعت: 5:1 |تاریخ: شنبه بیستم مهر 1387 |موضوع: |

تولد اوا و قرار وبلاگی

سلام و صد تا سلام

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes

خب بازم کیک اره حتما میپرسید تولد کیه

تولد اوا خانم دیگه

نونوش جان  تولد دخمل نازت مبارک ایشالا  همیشه سالم و سلامت باشه

نمیخواین دست بزنین و سوت بزنین ای بابا این همه جمعیت اونوقت اینقده بی حال دست بزن دیگه

افرین ایشالا عروسیت اوا خانم

Hearts

خب اینم برای اینکه نگید زود نگفتم اهای لینک دونی من اهای همه

کسایی که میاین اینجا رو میخونین ۵ شنبه این هفته قرار نی نی سایتی

 دارم ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه جلوی درب تیراژه

Hearts

پی نوشت : اهنگ وبلاگ تقدیم به اریا همسفر همه لحظه های زندگی من (دانیال تا اندی را میبینه میگه مامان

اندی برقص کلی با این اهنگ  دو تایی قر میدیم................. ما عروسی میخوایم یالا) 

+ |نویسنده: ساناز |ساعت: 12:38 |تاریخ: سه شنبه شانزدهم مهر 1387 |موضوع: |

خواب اسمانی

 

سلام

دانیال و مامانش قبونت برم پسر گلم

دانیال خیلی عکس داشت از خواب مثلا اونی که به حالت سجده خوابیده بود یا یه عکس داره که کنار اریا خوابیده

 عین هم ولی نمیدونم چرا این عکس را انتخاب کردم  ولی خیلی دوستش دارم امیدوارم از نظر شرایط مسابقه

 ایراد نداشته باشه اگر مورد دار بود مهسا خانم عوضش میکنم

+ |نویسنده: ساناز |ساعت: 14:8 |تاریخ: چهارشنبه دهم مهر 1387 |موضوع:

قرار وبلاگی و فرزند شیفتگی مامان ساناز

عشق منی تو

وقتی به دستان کوچکت نگاه میکنم معنای معجزه را میفهمم .زندگی را با وجود کوچکت دوباره معنا میکنم.وقتی

 به خواب میروی صدای بال فرشته ها را که در خوابت پرواز میکنند را میشنوم!

دوستت دارم

کودک کوچولوی من !بگذار همه غمهای زندگی مال من باشد تا تو بیاسایی.بگذرابرای دردها و رنجهایت مادر گریه

کند.پاهای کوچک تو هنوز برای پیمودن راه ناهموار زندگی ناتوان است!گوشهایت هنوز جز به شنیدن لالایی

عاشقانه مادر عادت ندارد.بگذار صداینناله خستگان و دردمندان زمین را تنها ما بشنویم!

قربون اون تیپت

در ذهن کوچکت جز ترانه های کودکانه وحرفهای خوبچیزی عبور نکرده است بگذار ما نگران فردایت باشیم و

فکر هموار کردن دشواری ها

عزیزکم دلم میخواهد وقتی به سن من رسیدی پدر ومادرها با تلاش عاشقانه خودشان دنیا را دل انگیز تر از امروز

کرده باشند.دلم میخواهد دنیا برای تو بهتر باشد و روزگار با تو مهربان تر .............

دانیال گلم بخواب و در خواب شیرینت افتاب را میهمان کن

فردا برای توست

Hearts

 سلام و صد تا سلام به همه

اولا ببخشید اول این پست دوست داشتم برای دانیال یه چیزی بنویسم شرمنده سلام نکردم همون اول

دوما ببخشید بد قول نیستم راستش دو تا انتی ویروس با هم نصب کردم کلا ترکید کامپیوترم برای همین

نشد سر موقع بیام اپ کنم بازم ببخشید

خب بریم سراغ کارمون

Hearts

شنبه قرار وبلاگی بود  ما ساعت ۴:۳۰ رسیدیم دم درب تیرازه دیدیم ای وای گ ش ت هست با اینکه همه موارد

را رعایت کرده بودیم تا ارشاد نشبم ولی بازم ترسید از درب پشت اومدیمپشت شیشه ها به انتظار که دیدیم نه

ای دل غافل مثل اینکه قرار کنسل شده(از صبح هم کامپیوترم خراب بود نتونستم بیام ببینم قرار هست یا نه )تو

 همین گیر و دار بودیم که چشممون به جمال ایدا خانم و لاریسا ی گل روشن شد وای این دخمل چقدر خوردنیه 

 به خدا. چند دقیقه بعد مهسا خانم مامان کورش به همراه خانواده اومدند (خدایی خیلی زحمت کشیدید مهسا

 جان با اینکه راهشون خیلی دور بود از شرق تهران خودشون را رسوندند ) دیگه هر چی منتظر شدیم دیدم نه خیر

 هیچ کس نمیاید خلاصه یه دفعه کلمون را بردیم بالا دیدم اهههههههههه نورا و مامانش و دیبا و پرند و مامانشون

طاقت نیاوردن و زودی رفتن اون بالا و دارن دست تکون میدن خلاصه رفتیم سرزمین عجایب و جای همتون خالی

کلی خوش گذشت من که تا به حال اینجوری خلوت ندیده بودم کاملا اختصاصی بود مخصوص قرار وبلاگی ما جای

 همه خالی بود ما به جای همتون خوش گذروندیم افطار هم رفتیم بوف دلی از عزا در اوردیم 

 ببخشید از دیبا و پرند عکس نداشتیم به خدا لحظه خوردن پیداشون کردیم اخه مامانشون به بزرگی خودت

ببخش ایشالادفعه بعدی

Hearts

اینم از قرار وبلاگی و عکساش و اما بریم سراغ ......................... سراغههههههههههههههه

معماااااااااااااااااا ای بابا معمام کجا بود اخه نه بریم سراغ دانیال (ببخشید اگه بدتون اومد یه ایش کش دار فقط بهم

 بگید اخه دچار فرزند شیفتگی شدید شدم والا)

وای دانیال خوردنی و بلایی شده که نگو بهش میگم میخوام ازت عکس بگیرم یا خودش را این شکلی میکنه و از

 کنار نگاه میکنه یا الکی بغض میکنه

شکلشو ببینید اخه

چند روز پیش اومده میگه ساناز ای وی لو (i love you خودمون)منو که دیگه باید جمع میکردن وای این چند وقته

 اینقده بوسش کردم و فشارش دادم که حد نداره  اونم هی میاد و میره میگه مامان بوس

راستی چند وقته به من میگه مامان جونو خلاصه کلی اسم دارم برای دنیال ولی من همشو دوست دارم

خیلی دوست دارم بچه (وای شرمنده امپرم خیلی بالا رفته)

چند شب پیش رفتیم ته کوچمون دیدیم به به اب در کوزه و ما گرد جهان میگردیم چه بساطی است خیابون

بقلیمون

وسط بلوار را ابنماهای رنگی گذاشته بودن و کلی فضای سبز و گل (قابل توجه مرجان مامان شهراد و عسل

خانممحل شما رو میگما) جون میداد برای عکس ولی خب شب بود فقط از اب بازی اون استفاده کردیم!!!

  کلی با دانیال حال کردیم بچم هی میرفت دم فواره ها خیس میشد ذوق میکرد بر میگشت

وای تلفن را برمیداره اول میگه دینگ دینگ دینگ مثلا داره شماره میگیره بعد میگه بوق .بوق......... بعد شروع

 میکنه به حرف زدن اینقده با حال حرف میزنه که فکر میکنی واقعا یکی اونو ر خطه  من هم که بله دیگه حمله و

بوس وفشار و...................

شده طوطی با اریا حرف میزنیم عین طوطی کلمات ما رو تکرار میکنه

وقتی بیرون میریم هزار با ر میپرسهمامان جونو این چییییییییییی؟ اگه هم بلد باشه بازممیپرسه احتمالا داره

 معلومات بنده را چک میکنه

نمیدونم شاید این سریال تلویزیون را میبینه و اینا دعوا میکنن ازم میپرسه چرا داد میزنن من گفتم دعوا میکنن

 مامان  تو ذهنش مونده(به خدا من با اریا دعوا نمیکنم اگه از دست هم ناراحت هم بشیم فقط سکوت میکنیم)وای

 تا میام با اریا حرف بزنم میدوه وسط دستاشو تند تند تکون میده با حرص میگه نه نه ههههههههه دعبا

نهههههه هی میگم مامان ما دعوا نمیکنیم داریم حرف میزنیم میگه نه عمو دعبا کرد پیشی پرت کرد با خاله

 دعبا کرد تو دعبا نکن جون من خواهشا این جون من که دیگه من رو کشته از کجا یاد گرفته؟

فکر کنم این فسقلیها یه حرف را که از یه جا بشنون زود به خاطر میسپرن و به موقع استفاده میکنن راستی

 فهمیدین بچم تحت تاثیر کدوم سریال قشنگ و جذاب قرار گرفته(بزنگاه دیگه)

Hearts

 تازه بزنم  به تخته خدایا این نعمت الهی را از ما مگیر انشا ا....

بگو الهی امین خواهر 

امین دوم را بلندتر بگو خیر ببینی 

 اشتهاش بر گشت البته فکر نکنین خودش همین جوری خوب شد نه خیر

میدانکس

معجزه گر قرن که بعد از بی بی تی وی خدا به سازندش عمر  وعزت بده (مگه نه مامان ارتا)

خلاصه اینم از پست این با ر ما پیشاپیش عیدتون مبارک

Hearts

شایلی جان منو به بازی خواب اسمانی دعوت کرده ولی شرمنده ایشالا فردا عکس را میذارم به خدا نمیدونم کدوم را ا نتخاب

کنم

پی نوشت :شکلک هم ایشالا فردا پس فردا شرمنده خوابم مییییییییییییییییییییاد

+ |نویسنده: ساناز |ساعت: 7:22 |تاریخ: سه شنبه نهم مهر 1387 |موضوع: |

تولد ارین و قرار وبلاگی

اول از همه ارین عزیزم تولدت مبارک خاله

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes

 ایشالا ۱۲۰ ساله بشی

بریم تولد بچه ها

ارین بیا شمعا رو فوت کن

JellyMuffin.com - The place for profile layouts, flash generators, glitter graphics, backgrounds and codes

 

تا صد سال زنده باشی مریم جان تولد مرد کوچولوت را تبریک میگم

ارین

بعد فردا یعنی شنبه ششم مهر ماه یه قرار وبلاگی هست

ساعت ۴:۳۰ روبروی درب اصلی تیراژه(سرزمین عجایب)

 خوشحال

میشم هر کی اینجا رو خوند بیاد و امیدوارم بتونم همتون راببینم

فردا به این پست اضافه میشود با دست پر می اییم

+ |نویسنده: ساناز |ساعت: 4:19 |تاریخ: شنبه ششم مهر 1387 |موضوع: |
myspace codes
Click here for Myspace glitter graphics and Myspace layouts