|
|
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 توسط ساناز| لينک ثابت
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 توسط ساناز| لينک ثابت
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 توسط ساناز| لينک ثابت
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 توسط ساناز| لينک ثابت این هم اقا دانیال ما در ۲ ساعت بعد از تولدش در بیمارستان پاستور نو ساعت ۱۲:۲۵ دقیقه ظهر روز جمعه
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 توسط ساناز| لينک ثابت
این هم دانیال که گوشی مامانو بر میداره و من نمیدونم جوری قفلشو باز میکنه ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 توسط ساناز| لينک ثابت
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 توسط ساناز| لينک ثابت بابا این جوجه ما همه کاراش خنده است من چند وقت پیش یه دیوارمون را کاغذدیواری کردم دستشو کشید کنار شروع کرد پاشو به دیوار اروم میزد من هم خندم گرفته بود هم نمی خواستم از ابهتم کم شه گفتم مامان گفتم دست نزن یه دفعه میگه مامان پا(یعنی با پا دارم میزنم دست نزدم) تازه این اقا دانیال ما از ۱ تا ۱۲ انگلیسی را میشماره خیلی از حروف انگلیسی را بلده خیلی از لغتها را هم بلده مثلا امروز وقتی میوه سفارش دادم اوردن یه دونه فلفل دلمه توش بود و چون دانیال هم گمرک خونه ماست داشت کیسه ها را برانداز میکرد یه دفعه چشمش به فلفل افتاد داد زد مامان peper من هم بیسواد چه میفهمم یعنی چی در اخر هم از خدای مهربون سلامتی همه نی نی ها همین طور بابا و ماماناشونو ارزو میکنم و ازش میخوام همیشه مواظب دانیال و اریا(شوهرم)و خوانوادم باشه ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 توسط ساناز| لينک ثابت با سلام
دانیال ما شبا همیشه بعد از باباش میخوابه خلاصه امروز بعد از ظهر داشتم جارو میزدم میزو رو زمین کشیدم ومیز صدای بدی روی سرامیکا داد ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 توسط ساناز| لينک ثابت ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 توسط ساناز| لينک ثابت |